چه بی رحمانه زیبایی . . .
-
تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 4:23
چه بی رحمانه زیبایی . . . سلامهنوز مرد دیوونه مریضهجمعه ی پیش رفتیم خونشون، منم خوشگل موشگل کردم که یادش بره مریضی شو با دیدن من! یه ساپورت مشکی پوشیدم با یه تونیک آستین کوتاه مشکی که یه طرح بزرگ سفید روش بود، لاک مات مشکی هم
هیچ جا بلاگفا نمیشه!
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 3:00
سلاممرسی بچه ها از کامنت هاتون، دلداری هاتون.. هیچ جای دنیای مجازی، بلاگفا نمیشه واقعا! دکتر رفت و اون هم نفهمید که چی شده! بیخود براش دوباره ام آر آی نوشت در حالی ک یک هفته ی پیش ام آر آی هم داده بودامروز هم می ره دوباره دکتر، فردا هم می ره یه جای د
یار بیگانه مشو!
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 3:00
غم اغیار مخور غم اغیار مخور غم اغیار &
اسکیزوچی چی !
-
تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 3:00
اسکیزوچی چی ! تا وقتی که توی خیابون تنها میشم حس میکنم که یکی پشت سرمه! اگه زیاد بهش محل بذارم میشه همون آدمی که توی 15 سالگی تو پارک بهم دست درازی کرد و دیگه می بینمش!!!!!توی اون سایت مشاوره مجازی اینو نوشتم و گفت باید مشاور
هیچ جا بلاگفا نمیشه!
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 10:34
سلاممرسی بچه ها از کامنت هاتون، دلداری هاتون.. هیچ جای دنیای مجازی، بلاگفا نمیشه واقعا! دکتر رفت و اون هم نفهمید که چی شده! بیخود براش دوباره ام آر آی نوشت در حالی ک یک هفته ی پیش ام آر آی هم داده بودامروز هم می ره دوباره دکتر، فردا هم می ره یه جای د
یار بیگانه مشو!
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 10:34
غم اغیار مخورغم اغیار مخور غم اغیار مخور غم اغیار مخور+بیماری مرد دیوانه جان مشخص شد بلاخره، ولی شاید در بدترین حالت درمانش، 6 ماه طول بکشه! اما بلاخره خوب میشه! :)
اسکیزوچی چی !
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 10:34
اسکیزوچی چی ! تا وقتی که توی خیابون تنها میشم حس میکنم که یکی پشت سرمه! اگه زیاد بهش محل بذارم میشه همون آدمی که توی 15 سالگی تو پارک بهم دست درازی کرد و دیگه می بینمش!!!!!توی اون سایت مشاوره مجازی اینو نوشتم و گفت باید مشاوره حضوری
وحشت!
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 22:35
قصه ی من اونقدر وحشتناکه که اینجا هم که کسی من رو نمی شناسهجرات نمیکنمبنویسمش!..خدای ِ جانم! محتاجم به نیم نگاهت! + تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:56 نويسنده بانو |
التماس دعا
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 22:35
التماس دعا دوشنبه میره پیش یه دکتری که بیشتر مریضی های ناشناس و عجیب رو درمان کردهدو ماه باید توی نوبت ویزیت می موند! ولی چون آشنا داشتن، شد دوشنبه....بعد از خداامیدم به اونه :( التماس دعا ... + تاريخ یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ساعت 12:16 نويسنده بانو |
بانوی نفرت انگیز!
-
تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 3:23
پریروز حال مرد دیوونه بد شد و دوباره بردنش بیمارستانممکن بود بمیرهاونم از سر نادونی من !!!!!!!دکترش گفت ممکن بود که بمیره! رفتیم از عطاری براش دو تا عرق خریدیم و اینم خورد و تا مرز مُردن رفتخیلی حالم بد شد! خب اقاهه یه طوری حرف میزد انگار بلدهاون مرد
یک آرزوی . . . ........
-
تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 3:23
یک آرزوی . . . ........ میگن خدا چیزایی که مال تو باشن رو بهت پس می ده!چی دارم میگم؟!!؟یک مشت شعر کنده شده ست!مرد دیوونه همچنان بیماری ش رو کسی رو نتونسته تشخیص بده.... و همش درد دارهو حس میکنم من دارم دیوونه میشم!از یک طرف درد اوناز
حال بد..
-
تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 1:20
حس میکنم کلا خدا مرد دیوونه رو برای این سر راه من گذاشتهکه یک سره به وسیله ی اون من رو امتحان کنهحس میکنم مرحله ی آخر این بازی ِ لعنتیمرگ اونه.....دارم دیوونه میشمدارم دق میکنم.... واسه چی اینو میگم؟اولش که امتحانم کرد ببینه می تونم عاشق بشم اما نگم به طرف!!! من گفتم ! اما امتحان کرد ببینه حاضرم به ...
غُرغُر
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:47
تو مغزم هی چرخ می خورن لعنتی هابرای همین می نویسماکیداً توصیه میشود خوانده نشود!!!من بهش گفتم من مرد دیوونه رو دوس دارم... توضیح دادم ما چقدر با هم جلو رفتیم، اول پذیرفت اما بعدش زد زیرش و من مثل ماست فقط کاراشو نگاه کردم و شدم برده ی کارایی ک میخواست بکنهحالا چی؟این چت های عاشقانهاین نگاه های عاشقا...
پایان!
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:47
پایان! سعی میکنم غُرغُرهامو ساکت کنمبا این حرف کهفقط مرد دیوونه حالش خوب شه.. من که دیگ چیزی نمیخوام!فقط حالش خوب شهاین غرغرها و این حرفا همش بهانه ستانقد عصبی ام که همه چیز ِ زندگی مو قاطی کردم! + تاريخ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 12:52 نويسنده بانو |
تشویش!
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:47
دیشب دوباره شده بودم همون دختر بچه ای که از همه می ترسهیه جاهایی از زندگیم این حس بیدار میشه که نباید بیدار بشه! کاش میشد برای همیشه این دختربچه ی ترسوی درونم رو بکشم! دستت رو بده به من! بیا بریمبیا بریم از بین آدمایی که من رو کنار تو نمی پذیرن!:(+یکی این فکر و خیالای من رو خفه کنه تو رو خدا! دکتر ع...
اعتراف
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:47
دیشب نشستم عکسهامونو نگاه میکنم از سر دلتنگی، هی این دونفری قشنگاشو هم برای مرد دیوونه می فرستم و هی حرف میزدیمبرگشته از من می پرسه، بانو؟ممکنه عاشق کسی بشی؟-نه نمیشم! اگر هم بشم، نه به طرف میگم نه تو تنهایی هام به خودم، جلوی دلم وایمیستم، مگه برای محمد این کار رو نکردم؟! هر بار از کسی خوشم میومد، ن...
خانوم ِ مرد دیوونه!
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:47
شاید این خاطره نباید جز روزای خوب باشه، اما یه گوشه ش ، یه اتفاق ناب افتاد که برای من شد یکی از روزای خوب! مرد دیوونه درد داشت، من حدس زدم که مسموم شده بود، تمام شب از درد ناله می کرد، صبح که بیدار شدیم کلی اصرار کردم که بیا بریم دکتر ، لااقل یه چی بهت بده دردت کمتر بشه، از صبح هم چیزی نخوردی، بهت س...
تصمیم ِ کبری!! نه نه تصمیم بانو!
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:55
تصمیم ِ کبری!! نه نه تصمیم بانو! نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 11:7 توسط بانو دیگه بسه غصه خوردن و نوشتن این متنهایی که حذفشون کردم..... درستش میکنم حتی به قیمت حذف آدمهای زندگیم! درستش میکنم!
سلفی! :)
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:55
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 14:1 توسط بانوصندلی جلو، کنار راننده یکی از دوستامون نشسته بود، نمی تونستم برم جلو کنارش بشینم! عاقا از این فاصله هم دلم براش تنگ شده بود! مونده بودم چیکار کنم! خودمو کشیدم جلو و بغلش کردم! -عه عه عه ای جونم! تو اینجا چیکار میکنی؟! +فکر کن من کمربند ایمنی...
اسکار !
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:55
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 9:15 توسط بانواسکار منفورترین شخصیت زندگی من دو دستی با کمال افتخار تقدیم میشه به پدرم! نامزد اسکار هم مادرم بود! که بلاخره رسید به بابامبه هر حال نامزد اسکار بودن هم که افتخاریه واسه خودش! نیست؟ :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) ...