از اینکه همه چیز رو پی ام اس ربط بدم و افسردگی قبل از پریود! خیالم رو راحت میکنه و انگار ولوم فکرهایی که توی ذهنم هستن رو کمتر میکنه!!!
اما خب...
هستم! و چاره ای جز نوشتنشون ندارم!حس میکنم خواهری اصلا به من توجه نمیکنه! دومین باره که بهش زنگ می زنم از دیروز و یه حرفی میزنه بلاخره که حرصم رو درمیاره!
اونهمه طراحی براش فرستادم و برای هر کدوم یه ایرادی گذاشت!!اما هر بار که بهش زنگ میزنم میگم ولش کن و با خنده میگم چطوری خواهری؟
احتمالا اگر این دلخوری باقی بمونه بهش میگم! چون خودم بیشتر به همین پی ام اس و حساس بودنم ربطش میدم تا اینکه اشتباهی از اون سر زده باشه!!! :|
دومین شبیه که محمد میاد تو خوابم و
عصبیم می کنه! دوست ندارم ببینمش! دوست ندارم ببینمش! دوست ندارم ببینمش!!! می فهمید؟
دیروز سر داداش داد زدم و این از من بسیار بعید بود! چون هنوز مثل بچگیام ازش می ترسم!
خوشحالم که لااقل جایی که حق با من بود، سرش داد زدم! :) این میتونه یه گام مثبت باشه!
جواب سی تی اسکنمو علی رفته گرفته، نوشته همه چیز نرماااال یعنی گویا هیچ مشکل جسمی نیست و تمامش
عصبی و روحیه!
کاش واقعا یه مشکلی بود که می گفتن یه دوره درمان داره و خوب میشی!
دردهای
عصبی رو دوست ندارم، انگار تا ابد الدهر میمونن! مگه میتونه آدم
عصبی نشه؟؟؟؟ مگه می تونه استرس نکشه؟ نمیتونه که! پس همه ی دردها هم باهات می مونن! پنج شنبه می برم دکتر ببینم اون چی میگه! لابد دوباره میخواد قرص های ضد افسردگی و کوفت و زهرمار بده! باور کنید با کله می رم دماغشو منفجر میکنم!
برادر گرامی اون طرف آهنگ صد سال پیش گذاشته و چقدر روی مخ داره راه می ره
عصبی و عصبانیم!
باشه باشه
موج منفی نمیدیم
من اصلا
عصبی نیستم!!!
اما از اینکه طراحیام رو رد میکنه خواهری ، ناراحتم
از اینکه محمد دو شبه میاد خوابم ناراحتم
از اینکه علی فکر میکنه برام مهم نیست ناراحتم
از اینکه تولدم زن داداشم اینا دوباره میان ناراحتم
از اینکه ...
نه نه
عصبی نیستم
همین دیگه!
همین که گفتم!
برچسب:
نویسنده: علی ایمانی
تاريخ: شنبه
13 بهمن
1397 ساعت: 14:20